تو این پست میخوایم یه آلبوم از دانش آموزامون درست کنیم

هر کدوم از همکاران عزیز که مایل به همکاری هستن فقط کافیه عکس های خودشون رو با ذکر نام محل خدمت-مدرسه و پایه تحصیلی به ایمیل من ارسال کنن. منم عکس های ارسالی رو آپلود میکنم و تو وبلاگ میذارم

با تشکر از همه دوستان


ادامه اين مطلب ...

تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 | 11:28 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

 

شما می تونید شعر های خودتون رو تو این قسمت برامون بذارین....

فقط یه نکته داره اونم اینه که شما باید قوانین مشاعره رو تو این قسمت رعایت کنید....

منتظر شعرهای قشنگ شما هستیم.....



تاريخ : جمعه دهم آذر 1391 | 0:28 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

 

هر سوالی دارین میتونید اینجا بپرسین....

دوستان هم میتونن جواب بدند....



تاريخ : دوشنبه دهم مهر 1391 | 23:56 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

 

این بخش مربوط میشه به حرف های دل من و شما....

هرچه می خواهد دل تنگت بگو....



تاريخ : جمعه پانزدهم اردیبهشت 1391 | 14:14 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

شيرين ترين خاطره

شما از دوران تربيت معلم و خوابگاه چي بوده؟؟؟؟؟؟؟؟

 



تاريخ : دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391 | 13:24 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

دختران فرشتگانی هستند از آسمان
برای پر کردن قلب ما با عشق بی پایان

 

سالروز میلاد خانم فاطمه معصومه(س)
و روز ملی دختر رو به همه دخترای پاک و آسمونی تبریک میگم

 

*راستی میدونید چرا روز دختر داریم ولی روز پسر نداریم؟
چون محض اطلاعتون پسر از وقتی میره نونوایی دیگه مرد میشه!




تاريخ : دوشنبه هجدهم شهریور 1392 | 13:13 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

تبريك ويژه به همه دوستاني كه امسال

پرديس بنت الهدي

رو روسفيد كردند...

 

نتايج نهايي آزمون كارشناسي ارشد سال 92

 

دوستاني كه قبول شدن لطفا اسمشون رو با ذكر نام رشته و محل تحصيل برامون بنويسن

تا مسئولين دانشگاه هم خبردار بشوند...

تا شايدشايد واسمون يه جشن فارغ التحصيلي(از نوع خشك و خالي) گرفتن!!!



تاريخ : سه شنبه پنجم شهریور 1392 | 16:47 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

یکی از ناظران کتب‌ جدیدالتألیف پایه سوم ابتدایی گفت: ماجرای کتاب اجتماعی پایه سوم ابتدایی درباره یک مأمور اداره پست به نام آقای هاشمی بود که به همراه خانواده‌اش از کازرون به نیشابور سفر می‌کند که این درس در کتب جدید ۹۲، حذف شد.

مرتضی مجدفر، پژوهشگر آموزشی و یکی از ناظران کتاب‌های جدیدالتألیف پایه سوم ابتدایی در گفت‌وگو با فارس، به تصویب سند برنامه درسی ملی اشاره کرد و اظهار داشت: سند برنامه درسی ملی به تصویب شورای عالی آموزش و پرورش رسیده است و اخیراً رونمایی شد.

وی ادامه داد: در گذشته ما فاقد نقشه راه در کتاب‌های درسی‌ بودیم و در واقع هرکدام از مؤلفان کتاب‌های درسی بر اساس سلیقه خودشان کتاب می‌نوشتند.

مجد‌فر با بیان اینکه طی دو سال گذشته و قبل از تصویب سند برنامه درسی ملی، محتوای کتب درس اول و دوم ابتدایی با این سند همسوسازی شده است، افزود: در برخی موارد مانند کتاب ریاضیات که حافظه محور بود، چون سند برنامه درسی ملی با حافظه محوری مخالف بود، کتب جدید تألیف شد و در برخی نیز همسوسازی صورت گرفت.

وی اضافه کرد: روند تألیف کتب درسی رو به رشد بوده و سال به سال بهتر شده است و امسال در کتب سوم ابتدایی همسوسازی انجام شده است.

این ناظر کتاب‌های جدیدالتألیف سوم ابتدایی با بیان اینکه بر اساس تصمیم گروه مطالعات اجتماعی، آقای هاشمی بازنشسته شد، گفت: ماجرای کتاب اجتماعی پایه سوم ابتدایی درباره یک مأمور اداره پست به نام آقای هاشمی بود که به همراه خانواده‌اش از کازرون به نیشابور سفر می‌کند که این درس در کتب جدید، حذف شد.

وی افزود: موضوعات در کتاب مطالعات اجتماعی به صورت ترکیبی است یعنی محتوای تاریخ، جغرافیا، اجتماعی که در کتاب‌های قدیم جدا بود، اکنون درهم تنیده است و درسی به نام مطالعات اجتماعی داریم.

مجدفر به آخرین وضعیت کتب جدیدالتألیف سوم ابتدایی اشاره کرد و اظهار داشت: مرحله اول تألیف کتب سوم ابتدایی تمام شده است و اکنون در مرحله بازبینی است و در حقیقت پیش تأْلیف کتب به پایان رسیده است.


تاريخ : یکشنبه سی ام تیر 1392 | 12:13 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |
ﺷﻮﻫﺮﯼ ﯾﮏ ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﺍﺭﺳﺎﻝ ﮐﺮﺩ:
"ﺳﻼﻡ. ﻣﻦ ﺍﻣﺸﺐ ﺩﯾﺮ ﻣﯿﺎﻡ ﺧﻮﻧﻪ. ﻟﻄﻔﺎ ﻫﻤﻪ ﻟﺒﺎس های ﮐﺜﯿﻒ ﻣﻦ ﺭﻭ ﺑﺸﻮﺭ ﻭ ﻏﺬﺍﯼ ﻣﻮﺭﺩ ﻋﻼﻗﻪ ﺍﻡ ﺭﻭ ﺩﺭﺳﺖ ﮐﻦ."

ﻭﻟﯽ ﭘﺎﺳﺨﯽ ﻧﯿامد!
ﭘﯿﺎﻣﮏ ﺩﯾﮕﺮﯼ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ:
"ﺭﺍﺳﺘﯽ! ﯾﺎﺩﻡ ﺭﻓﺖ ﺑﻬﺖ ﺑﮕﻢ ﮐﻪ ﺣﻘﻮﻗﻢ ﺍﺿﺎﻓﻪ ﺷﺪﻩ ﻭ ﺁﺧﺮ ﻣﺎﻩ ﻣﯿﺨﻮﺍﻡ ﺑﺮﺍﺕ ﯾﻪ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﺑﺨﺮﻡ."

ﻫﻤﺴﺮش جواب داد:

"ﻭﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻦ! ﻭﺍﻗﻌﺎ؟"
ﺷﻮﻫﺮ:

"ﻧﻪ، ﻣﯿﺨﻮﺍﺳﺘﻢ ﻣﻄﻤﺌﻦ ﺑﺸﻢ ﮐﻪ ﭘﯿﻐﺎﻡ ﺍﻭﻟﻢ ﺑﻪ ﺩﺳﺘﺖ ﺭﺳﯿﺪﻩ!!"



تاريخ : یکشنبه سی ام تیر 1392 | 11:20 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |



تاريخ : دوشنبه بیست و چهارم تیر 1392 | 11:0 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

آمد رمضان و عید با ماست

                                       قفل آمد و آن کلید با ماست

بربست دهان و دیده بگشاد

                                       وان نور که دیده دید با ماست

آمد رمضان به خدمت دل

                                       وان کش که دل آفرید با ماست

در روزه اگر پدید شد رنج

                                       گنج دل ناپدید با ماست

کردیم ز روزه جان و دل پاک

                                       هر چند تن پلید با ماست

                                                                    (سعدي)



تاريخ : چهارشنبه نوزدهم تیر 1392 | 12:47 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |



کارگر خسته ای سکه ای از جیب کت کهنه اش در آورد تا صدقه دهد ،ناگهان جمله ای روی صندوق دید ومنصرف شد .صدقه عمر را زیاد می کند.



تاريخ : چهارشنبه دوازدهم تیر 1392 | 11:38 | نویسنده : رقیه منتظری |

جراحی اتومبیلش را برای تعمیر به تعمیرگاهی برد!

تعمیرکار بعد از تعمیر به جراح گفت: «من تمام اجزای ماشین را به خوبی می شناسم و موتور و قلب آن را کامل باز و تعمیر می کنم!

در حقیقت من آن را زنده می کنم اما چطور درآمد من یک صدم شما هم نیست؟!»

جراح نگاهی به تعمیرکار انداخت و گفت: «اگر می خواهی درآمدت 100 برابر من شود این بار سعی کن زمانی که موتور در حال کار است آن را تعمیر کنی!!!!»



تاريخ : یکشنبه نهم تیر 1392 | 10:17 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |
مسئولین محترم دانشگاه فرهنگیان

ما دانشجویان هنوز به امید

جشن فارغ التحصیلی

هستیما...

کسی صدای ما رو میشنوه؟؟؟؟؟

 



تاريخ : یکشنبه نهم تیر 1392 | 9:55 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |
به نقل از مسئولین سامانه مروارید::::

ضمن سپاس از صبوری شما عزیزان درایام قطعی سامانه (به دلیل اختلال دراینترنت!!!) به اطلاع می رساند کلیه زمانهای مربوطه به شرح زیر تمدید می گردد:

- مشاهده نمرات و درخواست تجدید نظر توسط دانشجو:   19/۳/92  لغایت  25/3/92

-ثبت نمرات توسط اساتید  :  19/3/92   لغایت   25/3/92

- رسیدگی به درخواست تجدید نظر نمرات توسط اساتید:  25 /3/92 لغایت  30 /3/92 



تاريخ : پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1392 | 13:18 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

آيا مي دانيد

بي نتيجه ترين كار در دنيا چيست؟؟؟؟؟؟؟

تلاش براي ورود به سامانه مرواريد !!!!!!



تاريخ : پنجشنبه شانزدهم خرداد 1392 | 11:10 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |
ماه ها و روزهای آخر دانشگاه را سپری میکنی...

 انتظار داری که دوستی ها بیش از پیش باشد، چرا که تا مدتی دیگر قرار است همه چیز عوض شود، دیگر نه دانشگاهی و نه درسی، نه استادی و نه دانشجویی، نه نمره ای و نه افتادنی، نه سال بالایی و نه سال پایینی، نه هم کلاسی و نه هیچ چیز دیگری از این دانشگاه برایت باقی نمی ماند...

تنها چیزی که قرار است باقی بماند همین دوستی هاست، همین محبت هاست، همین دور هم بودن هایی است که در این روزهای آخر دانشگاه، هر چه بیشتر میجویی، کمتر می یابی...

و این داستان برای دانشجوهای خوابگاهی غمگین تر خواهد بود، چرا که تنها می توانند یادها و افسوس های خود را پشت سرشان باقی بگذارند و بروند...

شاید برای همیشه، شاید دیگر گذرشان هم به دانشگاهشان نخورد. دانشگاهی که روزی منزلشان بود، تا یکی يك ماه دیگر میشود بخشی از خاطراتشان، خاطرات خوشی که با آنها لبخند بر لبانشان پدیدار خواهد شد، و خاطرات غمیگینی که با یادآوریشان اشک در چشمانشان حلقه خواهد زد...

 و در این میان، دریغ از چند نفر آدم پایه برای تدارک دیدن یک جشن فارغ التحصیلی...

به راستی که بعضی آدم ها تا چیزی را از دست ندهند، قدرش را نخواهند دانست، و این است بخش کوچکی از تاریخ آدمی از ابتدای پیدایش تا کنون...



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 22:41 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

پنج شنبه   2/3/92

تحليل محتوا (2)

دوشنبه     6/3/92

انسان در اسلام

چهارشنبه   8/3/92

آموزش علوم

دوشنبه     13/3/92

ارزشيابي تحصيلي

شنبه       18/3/92

فعاليت هاي پرورشي

دوشنبه    20/3/92

انديشه سياسي امام خميني (ره)

 

ساعت شروع امتحان: ۱۰ و نيم صبح



تاريخ : یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1392 | 22:21 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

بخون تا بخندي...


ادامه اين مطلب ...

تاريخ : سه شنبه ششم فروردین 1392 | 12:40 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |



تاريخ : سه شنبه ششم فروردین 1392 | 11:45 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

يادم آيد روز ديرين

                   سال هاي خوب و شيرين

شاد و خرم - ترم اول

توي بلوارهاي گيلان

كودكي ۲۰ ساله بوديم

آمديم با لب خندان

يادم آيد ترم اول.....

وقت بسيار - درس اندك....

اينك اما ترم پايان

ترم خوبم- ترم آخر

وقت اندك

درس بسيار- درس بسيار- درس بسيار........

............................................................

يادش بخير...چقدر زود ۴ سال گذشت....

قدر لحظه هاي بودن تو بنت الهدي رو بيشتر بدونم...



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 | 20:48 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

با سلام به همه همكاران گرامي

شروع ترم جديد و به قولي آخرين ترم مقطع كارشناسي رو به همه دوستان و آشنايان تبريك عرض ميكنم

اميدوارم اين ترم هم به خوبي و خوشي همچون ترم هاي قبل به پايان برسه!!!!

حكايت دانشگاه اومدن ما هم حكايت تصوير بالاست....

به هر حال ترم جديد از پنج شنبه همين هفته يعني ۲۶ بهمن شروع ميشه...

اميد است  دانشجويان عزيز كلاس ها رو از حضور سبزشون خالي نذارند....

با آرزوي موفقيت براي همه...

 



تاريخ : سه شنبه بیست و چهارم بهمن 1391 | 20:12 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

به اطلاع كليه ي دانشجويان محترم خوابگاهي مي رسانم كه:

هر چه سريع تر نسبت به تسويه با حسابداري دانشگاه اقدام نمايند....

سه سال فرار كرديم اما متاسفانه الان ديگه راه فراري نيست...

زيرا:

سامانه مرواريد براي كساني كه تسويه نكردند بسته شده ....

بنابراين:

انتخاب واحد - بي انتخاب واحد...

پس:

هرچه سريعتر به يكي از شعب بانك ملي مراجعه و مبلغ را به حساب محترم دانشگاه واريز نماييد...



تاريخ : دوشنبه شانزدهم بهمن 1391 | 21:36 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |



تاريخ : جمعه بیست و نهم دی 1391 | 15:44 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

بی همگان بسر شود ، بی تو بسر نمیشود
این شب امتحان من چرا سحر نمیشود ؟!

مولوی او که سر زده ، دوش به خوابم آمده
گفت که با یکی دو شب ، درس به سر نمیشود !

استرس است و امتحان ، پیر شده ست این جوان
دوره آخر الزمان ، درس ثمر نمیشود !

مثل زمان مدرسه ، وضعیت افتضاح و سه
به زور جبر و هندسه ، چرا بسر نمیشود !

مهلت ترمیم گذشت ، کشتی ما به گل نشست
خواستمش حذف کنم ، وای دگر نمیشود !

هر چه بگی برای او ، خشم و غصب سزای او
چونکه به محضر پدر ، عذر پسر نمیشود

رفته ز بنده آبرو ، لیک ندانم از چه رو
این شب امتحان من ،دست بسر نمیشود

توپ شدم شوت شدم ، شاعر مشروط شدم
خنده کنی یا نکنی ، باز سحر نمیشود...!



تاريخ : جمعه بیست و نهم دی 1391 | 15:33 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |
دانشجویی به استادش گفت:

استاد اگر شما خدا را به من نشان بدهید عبادتش می کنم و تا وقتی خدا را نبینم ان را عبادت نمی کنم.

استاد به انتهای کلاس رفت و به ان دانشجو گفت : ایا مرا می بینی؟

دانشجو پاسخ داد : نه استاد ! وقتی پشت من به شما باشد مسلما شما را نمی بینم.

استاد کنار او رفت و نگاهی به او کرد و گفت : تا وقتی به خدا پشت کرده باشی او را نخواهی دید !


تاريخ : شنبه بیست و هفتم آبان 1391 | 16:42 | نویسنده : گلنوش شمشیری |

سلام به همه نویسندگان فعال و با انگیزه وبلاگ

میخواستم از زحمات بی دريغ شما در

 پست مطالب

و

 به روز شدن وبلاگ

 تشکر کنم.

واقعا نمیدونم چطوری این همه لطف شما عزیزان رو جبران کنم؟!

 



تاريخ : چهارشنبه بیست و چهارم آبان 1391 | 22:23 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |
 

بگویید چطور می خوابید تا بگوییم

 شخصیت تان

 چیست؟


ادامه اين مطلب ...

تاريخ : دوشنبه بیست و دوم آبان 1391 | 21:47 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

نکاتی مفیـد برای افزایـش طـول عمـر باطـری موبایـل


ادامه اين مطلب ...

تاريخ : چهارشنبه هفدهم آبان 1391 | 22:9 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |

نـمـره شـادی شمـا چـنـد اسـت ؟


ادامه اين مطلب ...

تاريخ : چهارشنبه هفدهم آبان 1391 | 21:53 | نویسنده : *مهديه ابراهيمي* |